سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
266
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
غرض لازم است روزهاش را بواسطه سر به زير آب بردن به هم بزند و مانند اينكه تقيّه موجب افطار باشد چنانچه در بلاد اهل خلاف بوده و آنها به ملاحظه اينكه در حصول مغرب با اهل ولاء اختلاف دارند زودتر افطار نمودند و وى براى حفاظت نفس و تقيّه جانش مجبور بافطار شود يا در آخر رمضان آنها يك روز زودتر عيد گرفتند يا در ابتداء يك روز ديرتر حكم به رمضان نمودند كه در اين دو مورد اگر تقيّه مقتضى افطار باشد و وى به اين منظور روزهاش را با اختيار افطار كند معذور مىباشد و حكم تعزير بر او جارى نيست . ناگفته نماند در تمام موارد تقيّه لازم است شخص به مقدارى كه تقيّه ايجاب مىكند مبادرت بافطار نمايد لذا اگر به بيشتر از رفع ضرورت اقدام كند حكمش مثل كسى است كه بدون عذر افطار كرده و بايد تعزير شود . قوله : و اوّله : يعنى اوّل رمضان . قوله : مع الاقتصار على ما يتأدّى به الضّرورة : ضمير در [ به ] به ماء موصوله راجعست . قوله : و لو زاد : يعنى اگر بر مقدار ضرورت افزود . قوله : فكمن لا عذر له : ضمير در [ له ] به من موصوله راجعست . متن : ( فإن عاد ) إلى الإفطار ثانيا بالقيدين ( عزر ) أيضا ، ( فإن عاد ) إليه ثالثا ( بهما قتل ) ، و نسب في الدروس قتله في الثالثة إلى مقطوعة سماعة ، و قيل : يقتل في الرابعة ، و هو أحوط ، و إنما يقتل فيهما مع تخلل التعزير مرتين ، أو ثلاثا ، لا بدونه . شرح فارسى : مرحوم مصنّف مىفرماين : شخصى كه يك بار تعزير شده اگر بار دوّم بدون عذر از